آرایه ی ایهام تناسب
تفاوت
ایهام با ایهام تناسب در این است که در ایهام گاه هر دو معنی پذیرفتنی است
ولی در ایهام تناسب تنها یک معنی به کار میآید و معنی دوم با واژه یا
واژه های دیگر یک مراعات النظیر است. به عبارت دیگر ایهام تناسب آوردن
واژهای است با حداقل دو معنی که یک معنی آن، مورد نظر و پذیرفته است و
معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد. واژهای که ایهام تناسب
میسازد حداقل یک معنی آن با بعضی دیگر از اجزای سخن مراعات النظیر
میسازد.
چنان سینه گسترده بر عالمی
که زالی نیندیشد از رستمی
سعدی
در
مثال بالا زال و رستم در مصرع دوم ذهن را به سوی این معنی میبرد که منظور
از زال در این مصرع، نام پدر رستم است در حالی که این معنی درست نیست. زال
در این جا به معنی پیرزن سفید موی است. تکاپوی ذهن در مورد واژهی زال که
با دو معنی به کار رفته است، ایهام تناسب را میسازد؛ که یکی از آن دو معنی
پذیرفتنی، و دیگری با بعضی از اجزاء کلام تناسب دارد؛ و یک مراعاتالنظیر
میسازد. یعنی معنی زال پدر رستم، با رستم مراعات النظیر میسازد و زال به
معنی پیرزن سفید موی که ذهن با تلاش به آن میرسد ایهام تناسب میسازد.[3]
در
بیت زیر ماه استعاره از معشوق است و با همین معنی است که بیت را معنی
میکنیم. اما اگر معنی دیگر ماه یعنی سی روز را در نظر بگیریم با هفته و
سال، مراعات النظیر میسازد.[4]
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است
حافظ
یا در این شعر سعدی:
یکی را حکایت کنند از ملوک
که بیماری رشته کردش چو دوک
در
بیت بالا رشته به معنای نخ، با دوک نخریسی ارتباط دارد اما در اینجا مراد
از رشته، نخ نیست بلکه نام بیماری(پیوک) است که با این معنی ارتباطی
ندارد. اما ذهن در ابتدا به گمان میافتد که تناسب و ارتباطی است.[5]
نکاتی که در ایهام تناسب باید به آنها توجه نمود:
نکتهی اول: اینکه کدام معنی در شعر نقش اصلی دارد بسته به آن است که کلمه در آن معنی با کلمات بیشتری رابطه و تناسب داشته باشد.
نکتهی دوم: یکی از انواع مهم ایهام تناسب، ایهام تضاد است، یعنی معنی غایب با معنی کلمه یا کلماتی از کلام رابطهی تضاد داشته باشد:
ز زهد خشک ملولم کجاست بادهی ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
حافظ
ایهام تناسب با درگیر ساختن ذهن خواننده بر سر انتخاب یک معنی، لذت ادبی ایجاد میکند.
ایهام تناسب در شعر سعدی و حافظ به زیبایی هر چه تماتر و بسیار دیده میشود.[6] برای نمونه در این شعر سعدی:
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
سعدی
کلمهی
ضرب در این بیت هم به معنای ضربه زدن است و هم به معنای آلت موسیقی است که
با واژه های چنگ و نواختن در بیت مراعات النظیر است.
یا در این بیت:
هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی
چه حاجت است که گوید شکر که شیرینم
سعدی
کلمهی شکر که هم به معنای طعم شیرین است و هم به معنای معشوقه ی خسرو است که با شیرین مراعات النظیر است.[7]
نمونهای از اشعار حافظ:
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
کاین گوشه پر از زمزمهی چنگ و رباب است
حافظ
در
این بیت کلمهی گوشه، دارای دو معنی است: یکی در معنای کنج و زاویه(در
معنای حاضر ) است و دیگر اینکه اصطلاحی است در موسیقی(معنای غایب)؛ چنگ و
رباب با معنای غایب تناسب دارند.
اما مثالی از اشعار مولانا:
دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
یا نمکدان که دیدهست که من در شورم
کلمه ی
شور در شعر، یکی در معنای شور و حال(معنای حاضر) است و دیگر در معنای نوعی
مزه(معنای غایب) است. این کلمه در معنای غایبش با نمکدان تناسب دارد.[8]
[1] . وحیدیان کامیار، تقی؛ بدیع، رضا انزابی نژاد، تهران، 1379، اول، ص137
[2] . محمدی، محمدحسین؛ بلاغت، تهران، زوار،1387، اول، ص170
[3] . دارابی، سیامک؛ آرایه های ادبی، لاهیجان، نیک نگار،1381، اول، ص1
[4] . دارابی؛ پیشین، ص 169
[5] . محبتی، مهدی؛ بدیع نو، تهران، سخن، 1380، اول، ص98
[6] . کاظم خانلو؛ ناصر، اسماعیلی، زیبا؛ مجموعه ادبیات، تهران، نوآور،1387، اول، ص 194، 195
[7] . کاظم خانلو؛ پیشین، ص195
[8] . محمدی؛ پیشین، ص171
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7:35 توسط علي طالبی زرنق
|