۶- چه عجب !

۷- دریغ از جوانی !
۸- کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق.
۹- به امید ظهور مهدی موعود ( عجل...(.
۱۰- به غم جانکاه تیره روزان هم بیندیشید.
۱۱- ای خدا اسرارم را ، ناگفته ، بدان.
هر یک از مثال های بالا ، یک جمله است ؛ اما در هریک از
جمله ها مقصود به شیوه ای خاص بیان شده است.
در جمله ی اول خبری بیان شده است. جمله های دوم و سوم پرسشی است.
اما تفاوت جمله ی دوم با سوم در این است که جمله ی دوم با کالمه ی پرسشی
( آیا ) آغاز شده و جمله ی سوم با گذاشتن علامت سوال ( ؟ ) در پایان آن به
صورت جمله ی پرسشی در آمده است.
در جمله های ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ تحسین و تعجب و تاسف و آرزو بیان گردیده است.
در جمله ی دهم امر و فرمان و در جمله ی یازدهم خواهشی بیان گردیده است.
بنابر این:
جمله ها یکسان نیستند ؛ بلکه از جهات مختلف با یکدیگر فرق دارند.
از حیث مفهوم و چگونگی بیان ، جمله به چهار قسمت تقسیم می شود:
۱- خبری ، جمله ایست که خبری را بیان می کند.
۲- سوالی یا پرسشی ، در آن از موضوع یا مطلبی پرسیده می شود( جمله ی پرسشی در
نوشتن با کلمه های پرسشی مانند : آیا ، کی ، چه ، که ،کدام ... و علامت پرسش (؟) و
یا تنها با علامت پرسش مشخص می گردد ؛ اما در گفتار با تغییر آهنگ صدا ، سوال
را مطرح می کند)
۳- عاطفی : بیانگر احساسات و عواطفی چون تعجب ، تاسف ، تحسین و آرزو ...است.
۴- امری : خواهش یا فرمانی را بیان می دارد.
یاد آوری
در پایان جمله های خبری نقطه (.) ، در پایان جمله های پرسشی علامت پرسش ( ؟ ) در
پایان عاطفی علامت (!) و در آخر جمله های امری نقطه (.) بگذارید.

************************************************** ******
انواع جمله (۲)
۱- کمال معرفت ، ایمان به ذات پروردگار است.
۲- این شب تیره شاهد غم های مظلومان بوده است.
۳- چرخ آقرینش به حرکت افتاد.
۴- شعار هایی که یک جمعیت انقلابی را به هیجان می آورد...
۵- دلی که از ایمان تهی باشد ...
جمله های ۱ ، ۲ ، ۳ هر کدام یک فعل است. چنین جمله هایی را
" جمله ی ساده " می گویند.
جمله های ۴ ، ۵ ، هر کدام دارای یک فعل و ساده اند ، اما
در آن ها مقصود بطور کامل بیان نشده و هر کدام نیاز به
جمله ای دیگر دارد ، که از مقصد اصلی گوینده با خبر شویم ،
چنین جمله های ساده ای را " ناقص " می گویند.
اما در مثالها ی ۱ ، ۲ ، ۳ مقصود بطور کامل بیان شده است ،
این چنین جمله هایی را " کامل یا مستقل " می نامند.

جمله ، اگر دارای یک فعل باشد " چمله ی ساده " خوانده می شود.
جمله ی ساده اگر دارای مفهومی تما و کامل باشد " جمله ی کامل یا
مستقل " است.و در صورتی که معنی آن تمام نباشد " جمله ی ناقص "
خواهد بود.

************************************************
انواع جمله (۳)
۱- آینه ی دل را به صیقل ذکر روشن کنیم.
۲- مرا دو گوش و یک زبان داده اند.
۳- باید که شنیدن او از گفتن بیشتر بود.
۴- افکار فاضلان و نویسندگان دهر ، در پیش سیل حادثه چون سد آهن است.
۵- انبیا مبعوث شدند ، تا مردم را به سر منزل سعادت رهنمون شوند.
۶- از غیبت و نمامی دوری کن چنانکه به هیچ حال بر آن اقدام ننمایی.
۷- تا توانی می گریز از یار بد.
۸- بهوش باش که ایران ترا پیام دهد.
دانستیم که جمله ی ساده یک فعل دارد و چنانچه معنی تمام و کاملی داشته باشد " کامل یا مستقل " است.
اما اگر معنی را بطور کامل بیان نکند " ناقص " خوانده می شود.
در مثالهای بالا جمله های " ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ " جمله ی ساده کاملند.
در جمله ی " ۵ " جمله ی ساده ی " انبیاء مبعوث شدند " که جمله ای مستقل است و منظور اصلی سخن گوینده را در بر دارد ، با جمله ی ناقص " تا مردم را به سر منزل سعادت رهنمون شوند " مفهومی را بطور کامل بیان کرده است. جمله های ۶ ۷ ۸ نیز چنین است. این جمله ها را " جمله ی مرکب " می نامند . جمله ی مرکب از دو یا چند جمله ساده ساخته می شود و بر روی هم مفهومی کامل را بیان می نماید.در جمله های مرکب یک یا چند جمله ی ساده که غرض گوینده را در بر دارد " جمله ی اصلی یا پایه " نامیده می شود . یک یا چند جمله ی دیگر که برای تمام کردن مفهوم جمله ی پایه بکار می رود " جمله ی تبعی یا پیرو " نامیده می شود.
جمله های پیرو معمولا" با کلماتی از قبیل : " تا " ، " چنانچه " ، " چون " ، " در صورتیکه " ، " تا اینکه " ، ، " به طوری که " ، " که " ، " اگر " . و.....به جمله ی اصلی می پیوندند تا توضیح ، تفسیر ، علت ، و غرض گوینده را به مفهوم جمله اصلی بیفزایند .

بنابر این ، در مثال های ۵ ،۶ ،۷ ،۸ ترتیب جمله های پایه و پیرو چنین است:

در مثال (۵) انیاب مبعوث شدند = اصلی ( پایه ) ، تا = پیوند ، مردم را به سر منزل سعادت رهنمون شوند . = تبعی ( پیرو )

در مثال (۶) از غیبت و نمامی تجنب کن = اصلی ( پایه ) چنانکه = پیوند ، به هیچ حال بر آن اقدام ننمایی .تبعی ( پیرو )

در مثال ( ۷ ) تا توانی = تبعی ( پیرو ) ، می گریز از یار بد .اصلی ( پایه )

در مثال ( ۸ ) بهوش باش که = اصلی ( پایه ) ،ایران تو را پیام می دهد = تبعی ( پیرو ) .

یاد آوری
گاه ممکن است جمله ی مرکب بیش از دو فعل داشته باشد . در این صورت هر یک از جمله های پایه و پیرو می تواند خود جمله ای مرکب باشد.

جمله ی مرکب ، جمله ای است که بیش از یک فعل دارد و از دو یا چند جمله ی ساده که معنی یکدیگر را کامل می کنند ساخته شده است. در هر جمله ی مرکب جمله ای که در بیان ، غرض اصلی گوینده و یا نویسنده است و می تواند مستقل و به تنهایی بکار رود " جمله ی اصلی یا پایه " نامیده می شود و جمله های ساده ی دیگری که مفهوم هایی چون : علت ، توضیح ، تفسیر ، غرض ، زمان ، مکان ، شرط ، و ... را به جمله ی پایه می افزاید " جمله ی تبعی یا پیرو " اند.

************************************************

انواع جمله ( ۴ )
به این جمله ها توجه کنید:
۱- میوه ی دانش نیکوتر و بهتر باشد.
۲- استماع تو از نطق زیادت است.
۳- نیکی کردن به نا سپاسان بیهوده است.
۴- ای پسر ، رنج پدر و مادر خوار مدار.
۵- از مردم روزگار درس های مفید می اموزیم.
در جمله های : " ۱و ۲ و ۳ " صفتی یا حالتی به کسی یا چیزی نسبت داده شده ، اما عملی انجام نگرفته است. در جمله ی ( ۱ ) " نیکو و بهتر بودن " به میوه ، و در جمله ی (۲) " زیادت بودن " به استماع ، و در جمله ی " # " " بیهوده بودن " به نیکی کردن ، نسبت داده شده است. چنین جملاتی که فعل در آنها تنها وسیله ی نسبت صفت یا حالتی به کسی یا چیزی است " جملهی اسنادی یا اسمیه " نامیده می شود ، در جمله های " ۴ و ۵ و ۶ " افعال " مدار " ، " آفرید " و " می آموزیم " معنی مستقل و کامل خود را که انجام شدن فعل است در بر دارند. چنین جمله ایی " جمله ی فعلیه " نامیده می شوند.
جمله ی فعلیه : جمله ایست که فعل آن بر انجام دادن کاری و عملی دلالت می کند.
جمله ی اسمیه : جمله ایست که فعل آن وسلهی اسناد و نسبت صفت یا حالتی به کسی یا چیزی است.